اما نیمه دوم دهه 80 را باید دوره تناقض و پارادکس در موسیقی دانست. موسیقی در این دوره بدون هدف به هر جایی می رود . گاهی به هی متال نزدیک می شود گاهی با رپ به عصیان نزدیک می شود ، گاهی با رپ به نیهیلیسم نزدیک می شود ، بدون دانستن فلسفه موسیقی به هر وادی سرکی می کشد . سالهای تولید انبوه خواننده و خوانندگی . اما این نکته را باید دانست که هر کجا کمیت بدون دلیل فزونی یابد ناگذیر کیفیت کار رو به تنازل و کاهش می رود.

اما موسیقی دانهای فهیم و هنرمندان واقعی امروز ایران و فرزندان خلف هنرمندان پیشین گام هایی استوار و نیکو در راستای حفظ و گسترش این گنجینه نهاده اند که در نوشته های ذیل به آنها اشاره می کنم، اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اگر فقط بخواهیم این میراث را حفظ کنیم و گامی در براه انداختن موج نوی (در چارچوب اصول این موسیقی) نگذاریم کاری بس بیهوده انجام داده ایم .

 این حقیقتی است که ما ناگذیر به تغییریم ، پس ما نباید موسیقی گذشتگانمان را تغییر ندهیم بلکه باید تغییراتی در همان راستا و برای افزودن زیبایی موسیقی انجام دهیم و از همه زوایا این تغییرات را بسنجیم. در قسمت های ذیل برای نمونه از چند نفر که هر یک پرچمدار تغییر و تحولی در موسیقی ایرانی با استفاده از همان اصول اولیه و در همان راستا هستند، سخن بگوییم. باشد که توانسته باشیم حق مطلب را ادا کنیم .

                                                                            کمیل امینی